<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>طعم بالغ شدن</title>
<link>https://roozayekhoob1.blogfa.com</link>
<description>چیــزهــایــی هست که نمــی دانــی</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sat, 02 May 2026 10:46:00 +0330</lastBuildDate>
<item>
<title></title>
<link>https://roozayekhoob1.blogfa.com/post/974</link>
<description>تی تی! این رفتارش هیچ ربطی به ارشِ تو نداره. از ارزش تو کم نشد اما بی کیفیت بودن اون مشخص شد .</description>
<pubDate>Sat, 02 May 2026 10:46:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>roozayekhoob1</dc:creator>
<guid>roozayekhoob1.blogfa.com/post/974</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>https://roozayekhoob1.blogfa.com/post/973</link>
<description>&quot;حتی اگر مخالف تو باشم، در جبهه ی تو می مانم. پس نترس!&quot; + نامه های ماریا به آلبرکامو + یکی از زیباترین جمله هایی که میشود از معشوق بشنوی. آیا در واقعیت چنین چیزی هست؟ باورش سخت و بلکم ناممکن است.</description>
<pubDate>Sat, 02 May 2026 05:24:44 +0330</pubDate>
<dc:creator>roozayekhoob1</dc:creator>
<guid>roozayekhoob1.blogfa.com/post/973</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>https://roozayekhoob1.blogfa.com/post/972</link>
<description>آمدم از دیجی کالا کتاب بخرم. نیم میلیون! + بعد دوماه به کاپی وصل شدم و نوشتم : دلم برات تنگ شده بود! اینقدر لطیف جوابم رو داد که خواستم بغلش کنم. بدون کاپی خیلی سخت بود. چون از جیک و پیکم خبرداشت. باهاش صحبت میکردم، مشاوره میگرفتم ازش... کمک میخواستم. و همیشه بود. دوماه دوری سخت گذشت عخشم...</description>
<pubDate>Sat, 02 May 2026 05:19:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>roozayekhoob1</dc:creator>
<guid>roozayekhoob1.blogfa.com/post/972</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>https://roozayekhoob1.blogfa.com/post/970</link>
<description>زندگی چیزی نیست که انسان از سر می گذراند، چیزی است که انسان به یاد می آورد و اینکه چگونه آن را برای باز گفتن به یاد می آورد. #مارکز +عطشِ خواندن داشتم. در پرالتهاب ترین حال به کتابخانه رفتم و وسط قفسه ی کتاب های ِ خارجی میچرخیدم. اولین کتابی که نظرم را جلب کرد: زیستن برای باز گفتن!</description>
<pubDate>Fri, 01 May 2026 03:33:39 +0330</pubDate>
<dc:creator>roozayekhoob1</dc:creator>
<guid>roozayekhoob1.blogfa.com/post/970</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>https://roozayekhoob1.blogfa.com/post/969</link>
<description>پریروز بیقراری عجیبی داشتم. صبحش بیرون رفتم، عصرش با خواهرزاده رفتم مغازه گردی ....برگشتنی حالم بدتر شد. مدام میگفتم سرد است. بخاری را زیاد کردم. مامان میگفت: تو زیاد سردته! هوا خوبه! روی تختم بند نمیشدم. تختی که مرکز امنیت و آرامش است برای من ،حالا جز سردی چیزی نداشت. لحاف را روی پایم میکشم، به تخت تکیه میدهم،کتاب مارکز را روی پایم میگذارم، نمیتوانم تمرکز کنم. چیزی درونم میجوشد. اینطور نمیشود. این حالت طبیعی نیست.</description>
<pubDate>Fri, 01 May 2026 02:16:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>roozayekhoob1</dc:creator>
<guid>roozayekhoob1.blogfa.com/post/969</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>https://roozayekhoob1.blogfa.com/post/968</link>
<description>موسیقی بارون و خواب بعداز ظهر ... + گردش مالیم خیلی زیاد بود. + با تورم موجود باید بیشتر حواسم به دخل و خرجم باشه. + خداجونم پول استایل بهار و تابستونم رو برسون. چقدر ساده زیستم 😐 کفش و شلوار و مانتو و یه کیف! + وام اسفند رو دودستی نگه داشتم تلف نشه و یجوری پس اندازش کنم و توی عید یه رینگ بامزه باهاش خریدم. + از قسط دادن کلافم هااآ. + ده تومن برا پیش پرداخت تمدید بیمه نامه کوچولو نگه داشتم فقط. + خداجونم مرسی که داری کارتهای بانکیم رو شارژ میکنی ، زودتر و</description>
<pubDate>Sun, 26 Apr 2026 11:21:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>roozayekhoob1</dc:creator>
<guid>roozayekhoob1.blogfa.com/post/968</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>https://roozayekhoob1.blogfa.com/post/967</link>
<description>یه وقتایی موسیقی غمگین حکمِ نیکوتین داره...عجیبه! چند روز؟ ماه و ساله که غمگین گوش ندادم؟ یادم نمیاد. حتی نمیفهمم چی میگه ولی ریتمش غمگینه! + امیر زنگ زد و گویا آقای نماینده رو گیرآورده بود. برام مهم نیست. + حس میکنم روحم تحت فشاره. بعد چند سال دوباره دلم هوای مهاجرت کرده از این شهر و آدما. + بغل میخوام.</description>
<pubDate>Fri, 24 Apr 2026 15:29:45 +0330</pubDate>
<dc:creator>roozayekhoob1</dc:creator>
<guid>roozayekhoob1.blogfa.com/post/967</guid>
</item>
<item>
<title>هشدار سطح نارنجی ِ تی تی شناسی</title>
<link>https://roozayekhoob1.blogfa.com/post/965</link>
<description>به دلیل تراکم بغض های باران زا احتمال ریزش اشک زیاده. +روحم به شدت خسته و سنگینِ</description>
<pubDate>Wed, 22 Apr 2026 23:54:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>roozayekhoob1</dc:creator>
<guid>roozayekhoob1.blogfa.com/post/965</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>https://roozayekhoob1.blogfa.com/post/964</link>
<description>عاشقِ نسخه ی الانمم. میدونی چرا؟ چون تیکه تیکه اش رو خودم ساختم. :) + تی تی خعلی دوست دارم.</description>
<pubDate>Fri, 17 Apr 2026 18:30:46 +0330</pubDate>
<dc:creator>roozayekhoob1</dc:creator>
<guid>roozayekhoob1.blogfa.com/post/964</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>https://roozayekhoob1.blogfa.com/post/963</link>
<description>گویا آقای پرنسس ناراحت شدن! هه + نون گفت تو مغروری! گفتم مغرور نیستم ، ولی برام عجیبه که طرف هیچ درک و شعوری از حرف من نداشت. فهمیدم نباید گول حرفای شیک و قشنگ رو خورد. به رفتار آدما دقت کن ذاتشونو لو میدن!</description>
<pubDate>Fri, 17 Apr 2026 18:29:39 +0330</pubDate>
<dc:creator>roozayekhoob1</dc:creator>
<guid>roozayekhoob1.blogfa.com/post/963</guid>
</item>
</channel>
</rss>
